جوانه ی دلم را به دستت دادم و آنرا در کشتزار قلبت جای دادی

حال، هرروز با نفس هایت جان میگیرم و با دیدگانت رشد می کنم

/ 2 نظر / 6 بازدید
رها

اضلاع هندسه وجودي‌ات آنقدر فراخ و گسترده است كه در هر گوشه آن كه مي‌نشينم خورشيد از سوي ديگري به قبلم مي‌تابد و گرماي زمين تك تك سلول‌هايم را درمي‌نوردد ... پلك‌هايم را كه مي‌گشايم روبرويم نشسته‌اي و با چشمان زيبايت به من مي‌خندي ... داشتن تو ، خود نفس كشيدن است ... [گل][گل][گل]

علیرضا

و آستانه پر از عشق می شود... و من در آستانه به آنها که دوست میدارند و دختری که هنوز آنجا ، در آستانه ی پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد [گل]