در حادثه عشق تنهایمان مگذار . . .

 

در آسمان بی‌انتهای دوست داشتن و عاشقی دستانمان به هم گره خورده و نگاهمان به آسمان است . هم قدم و همگام با هم به اوج می‌اندیشیم . به لحظه‌ای که تن به تن هم گرده خورده و گوش به ضربان قلب هم داده از زمین و زمان فاصله می‌گیریم . دور می‌شویم دور دور . همه صداها و هیاهوها رنگ سکوت می‌گیرد و تنها صدای نفس‌هایمان و گرمی حضور یکی‌ شده‌مان را می‌شنویم . ما هستیم و گردش بی انتهای عالم هستی . دور تا دورمان ذرات عالم هستی گرداگرد هم و گرداگرد ذات مطلق حضرت دوست در سماعی بی‌پایان می‌چرخند و پایکوبی می کنند و خنده‌ای مستانه بر لب دارند .

اینجا دیار عاشقان و دلدادگان است که در زمین نه دلی را آزرده و نه چشمی را گریان کرده‌اند و نه حضور کسی را مانع شده‌اند . مهربانی‌کرده‌اند و مهر ورزیده‌اند و رنگی زیبا به رنگ‌های دنیا افزوده‌اند تا تابلوی بی‌نقص هستی گرد و غباری بر رویش ننشیند  و درخشش آن همچنان پاسخی به چشمان جستجوگران بی دل باشد .

ماییم و همه ذرات عالم هستی که بی‌ریا و در اتصالی نامرئی بهم وصل شده‌اند . می‌چرخند و حرکتشان را توقفی نیست و ماه راه‌یافتگان به این دیار سادگی و سرخوشان مست و باده‌خورندگان عشق الهی نیز را فرصتی برای ایستادن و تنها نظاره کردن نیست . صدایمان کرده و دعوت شده خاص او هستیم . دلدادگیمان را به خودش و خودمان پذیرفته و مثل همیشه نگاه مهربان و دستان توانگرش را که با آن عالمی را به تقلا واداشته بر روی شانه‌‌هایمان و در کنار قدم‌هایمان بسوی آینده حادثه‌خیز احساس می‌‌کنیم.

دستانمان را به روی دستانش می‌گذاریم و چشم در چشمانش می‌دوزیم . عالمی با همه زندگان در چشمانش موج می‌‌زند. لبخندمان را پاسخ می‌‌گوید . اینجا کلمات و جملات بیان نشده خود ناخوانده نقش حضور می‌یابند و فریادش می‌‌زنیم :

ای هستی بخش عالم گیر ! در کنارمان باش و رهایمان نکن در دیار عاشقی که میراث‌دار دلدادگی ، مهربانی و آرامشی هستیم که در وجودمان ودیعه نهادی و امروز برای رسیدن به خوشبختی ماندگار با هم تقسیمش کرده‌ایم. مثل همیشه دوست‌مان داشته باش. با ما باش و چراغی به دستمان بده تا همیشه روشنایی و نور به استقبالمان بیاید.

/ 1 نظر / 19 بازدید
مهر

چه مناجاتنامه عاشقانه زیبایی [قلب] انشالله خدا لحظه ای دستمون رو رها نکنه... لحظه لحظه جهانت روشن ایشالا[چشمک]